گل یاس
باید برای تشنگی یک یاس ، زیبا تر از تصور باران شد
می خواستم عزیز تو باشم ، خدا نخواست همراه و همگریز تو باشم ، خدا نخواست می خواستم که ماهی غمگین برکه ای در دست های لیز تو باشم ، خدا نخواست گفتم در این زمانه کج فهم ِ کند ذهن مجنون چشم تیز تو باشم ، خدا نخواست می خواستم که مجلس ختمی برای این پائیز برگریز تو باشم ، خدا نخواست مظلوم و ساکتم ! به خدا دوست داشتم یار ستم ستیز تو باشم ، خدا نخواست نفرین به من که پوچی دستم بزرگ بود می خواستم عزیز تو باشم ، خدا نخواست از : فرهاد صفاریان
نوشته شده در ساعت
توسط |



